در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم؛

حکم آنچه تو فرمایی، لطف آنچه تو بنمایی ...






این تصویر رو که میبینم، خیلی خنده ام میگیره!

حیف این گوسفند بیچاره که داره بجای بعضی از آقا پسرای بزرگوار قربانی میشه!!!




تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 06:33 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات
زمستان خسته شد از بی بهاری؛

جهان می لرزد از این بی قراری؛

گمانم جمعه ای باقی نمانده؛

خدایا تا به کی چشم انتظاری ...؟ 


«اللهم عجل لولیک الفرج»







تاریخ : جمعه 5 مهر 1392 | 09:02 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات


شب قبل از عملیات قرار شد در فضای منطقه مراسم دعای توسل برگزار کنیم و برای

 اینکه خطر متوجه بچه ها نشود و سریع تر دعا خوانده شود و نیرو ها به سنگر

بروند،قرار شد هر کسی به یکی از معصومین علیهم السلام متوسل شود. دعای

همه تمام شده بود و تنها 14 نفر نشسته بودند دقت که کردم دیدم این 14 نفر

 کل دعای توسل را می خوانند. عملیات که آغاز شد بین یک گروهانی که آن

 شب دعای توسل خواندند، فقط همان 14 نفر شهید شدند.

 




تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 18:09 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

خواهرم! . . . حجابت ،

کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش!

راستی تو که در بازار جلوه فروشی می کنی

هیچ می دانی صاحب این پوتین ها کجا رفته اند !؟

چرا رفته اند !؟؟



تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 17:58 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



دیالوگ ماندگار:


- حاج کاظم:       تو می دونی گردان بره خط ، گروهــان برگرده یعنی چی؟

                    تو می دونی گروهان بره خط ، دسته برگـرده یعنی چی؟

                    تــو می دونی دسته بره خط ، نفـــر برگـــرده یعنی چی؟


اشکهایم را پشت سیاهی چـــادرم پنهان خواهم کرد،

و مـــــردانه راهت را ادامه خواهــم داد...





تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 17:47 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات


جــا مانـده ای یـا جـا مـــــانـده ام !؟


دیــگر چــه فرقــی می کنـد کجــا...!؟


راستــــــــــــی رفیـق!


نیــمه راه آنــست کــه می مــــانـد یــا آنـکه مــــــی رود ؟؟!


در راه مانــــده ام ...!




تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392 | 21:18 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



تسبیح نیستم ،

اما ...!

نفسم را به شماره انداخته است!

شوق دیدار تـــــو…








تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1392 | 14:57 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات




تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392 | 22:01 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات




تاریخ : سه شنبه 26 شهریور 1392 | 23:51 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات




تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392 | 21:12 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

السلام علیک یا سلطان عشق علی بن موسی الرضا (ع)





خیلی خیلی خوشحالم که امسال قشنگ ترین روز زندگیمو ، کنار حرم آقا میگذرونم ...

واقعا که تولد کنار حرم آقا چه صفایی داره

قراره آقا یه کادوی درست حسابی بهم بده ...

جاتون خیلی خالیه ...

تولد حضرت معصومه ... تولد خودم ... تو حرم ... کنار آقا ... وای ....!

باورم نمیشه ...!

خدایا ... شکرت واسه همه ی داده ها و نداده هات ...


اصلا نگران نباشین ؛ تو دعاهام حتما برا شما هم دعا میکنم ...

ایشاالله  بزودی قسمت همتون بشه ...



فعلا ...

حلالمون کنید ...






تقدیم به همه ی دوستای خوبم ...





تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392 | 23:28 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

مهربان باش …..

اگر نمیتوانی لا اقل سعی کن مهربان باشی …..

کم … جزئی …. ولی سعی کن باشی …….

گاهی مهربانی تو …. دنیای کسی را تغییر میدهد ….

بخشیدن خوشه ای انگور به کودکی گریان ….

دنیایی پر از مهر میسازد برای فردایش …..

سعی کن مهربان باشی …….







تاریخ : چهارشنبه 6 شهریور 1392 | 16:30 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات


خدای مهربانم ...


با تو حرف زدن چه آرامشی به من می دهد ...


و چقدر من خوشبختم که تو را دارم .....


خدایا ...


می دانم که خوب می دانی ژرفای نیازم را ...


و عمق انتظارم را ....


مهربان من ...


که همیشه تنها تو را صدا زده ام و تنها همه چیز را از تو خواستم ....


تو را به خود خدائی ات قسم .....


اجابتم کن ...





تاریخ : جمعه 1 شهریور 1392 | 15:40 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

خدایا ...
 
راهی نمی بینم !

آینده پنهان است …

اما مهم نیست !

همین كافیست كه تو راه را می بینی و من تو را …








تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 | 13:24 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



 
الهی ...

نیامده ام برای گرفتن چیزی
...!

خودت را میخواهم که تو عزیزی ...





تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392 | 18:39 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



قــــــلـمت را بردار

بنویس از همه خوبیها، زندگی، عشق، امید

و هر آن چیز که بر روی زمین زیباست

گل مریم، گل رز ...

بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال

از تمنا بنویس ...

از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود

از غروبی بنویس که چو یاقوت و شقایق سرخ است

بنویس از لبخند ...


از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد

قــــــلـمت را بردار، روی کاغذ بنویس:

زندگـی با همه تلخی ها شیریــن است …





 


تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392 | 12:13 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات


خدایا ماهت رو به اتمام است و گناهانم رو به ازدیاد؛

در این ساعاتِ پایانِ میهمانی؛

میهمانِ جا مانده‌ات را با غفران و بخششت بنواز ...





تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 14:52 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



خداوند منشأ زیبایی و مهربانیست ...

و تو پنجره ای بسوی او هستی ...
 
قلب و روحت را باز كن تا وسعت بیشتری بیابی ...

و زیباییهای بیشتری را در خود جای دهی …




تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392 | 19:08 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات


 خدا جون ...


 بازم راهی برای من، برای روسیاها هست؟

 خداجون توی خورجینت، یه ذره قدّ من جا هست؟

 خداجون گریه ها داره شبیه ابر، میریزه

 بهارِ چشم من امشب، پر از سرمای پاییزه

 خداجون میشه آغوشت، یه ذرّه سهم قلبم شه؟

 همینه آرزوم امشب، که این دیونه آدم شه !

" سهیل ساسان "





تاریخ : شنبه 29 تیر 1392 | 05:56 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

مسافرِ پروازِ رمضان، پروازت بی خطر؛

امیدوارم توشه ات فراوان باشد؛

و سهمِ سوغات من، دعای شب های قَدرَت ...



تاریخ : پنجشنبه 20 تیر 1392 | 15:16 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 08:17 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

ساده می گویم:

زندگی باور می خواهد

آن هم از جنس امید

که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد

یک امیدِ قلبی به تو گوید

که خدا هست هنوز …



تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392 | 08:14 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

زندگی با همه وسعت خویش ...


محفل ساکت غم خوردن نیست!


حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست !


اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست !


زندگی جنبش و جاری شدن است

از تماشاگه راز ...

تا به جایی که خدا می داند ...

 

 (سهراب سپهری)



تاریخ : شنبه 8 تیر 1392 | 17:05 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات
 
 
مست عشقم، مست یارم، مست دوست
 
مست معشوقی که عالم مست اوست
 
 
یا صاحب الزمان ادرکنی ...
 
 
 
 
 
 


تاریخ : یکشنبه 2 تیر 1392 | 18:16 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

هـمـیـشـه امـیدت بـه صـاحـب ایـن خـونـه بـاشـه...

نه به بنده های خدا !



تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392 | 00:06 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

خدایـــــــــــــا؛

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛

بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛

مرا ببخش ...



تاریخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392 | 07:56 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

امیدوارم وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن می گردد…

لبهایت در آن نزدیکی باشد…



تاریخ : دوشنبه 13 خرداد 1392 | 18:37 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

زندگی یک قالی بزرگ است، هر هزار سال یکبار فرشته‌ها قالی جهان را در هفت آسمان می‌تکانند،

 تا گرد و خاک هزار ساله‌اش بریزد و هر بار با خود می‌گویند:

این قالی نیست که قرار بود انسان ببافد، این فرش فاجعه است…

با زمینه سرخ خون و حاشیه‌های کبود، و نقش برجسته‌های ستم…

فرشته‌ها گریه می‌کنند و قالی آدم را می‌تکانند و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می‌کنند.

 رنگ در رنگ، گره در گره، نقش در نقش… قالی بزرگی است زندگی ...

که تو می‌بافی و من می‌بافم، همه بافنده‌ایم. می‌بافیم و رج به رج بالا می‌بریم.

 می‌بافیم و می‌گسترانیم.

دار این جهان را خدا بر پا کرد و خدا بود که فرمود: ” ببافید “، و آدم نخستین گره را بر پود قالی زندگی زد.

 و هر که آمد، گره‌ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت. و چنین شد که قالی آدمی رنگارنگ شد.

آمیزه‌ای از زیبایی و نا‌زیبایی، سایه روشنی از خوبی و بدی.

گره تو هم تا ابد بر این قالی خواهد ماند، طرح و نقشت نیز، و هزاران سال بعد، آدمیان بر فرشی

 خواهند زیست که گوشه‌ای از آن را تو بافته‌ای.

كاش گوشه‌ای را كه سهم توست زیباتر ببافی!!!



تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1392 | 18:13 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات
سلام

اللهم عجل لولیک الفرج ... آمین

امام خامنه ای (مدظله العالی) : «امروز انتخابات شما به یك موضوع مهم بین‌المللى تبدیل شده است. دستگاههاى فكرى دشمنان نشسته‌اند رصد میكنند مقدمات این انتخابات را، این حادثه‌ى بزرگ را؛ دارند نگاه می كنند؛ نقشه هم دارند، هدف هم دارند. براى انتخابِ خوب باید فكر كرد، باید معیارها را شناخت.»

↓فقط مخصوص ارزشی نـویسان↓

به موج وبلاگی رأی من بپیوندید ...

با قرار دادن لوگوی موج وبلاگی رأی من در سایت یا وبلاگ خود در قسمت نظر سنجی در پست ( حمایت کنندگان موج وبلاگی رأی من) اطلاع رسانی کنید تا سایت یا وبلاگ شما در این وبلاگ ثبت شود ...به دوستان خود نیز بگویید به این موج بپیوندند... برای اینکه مطالب وبلاگ یا سایت شما در این موج وبلاگی به نمایش درآید به پست ثابت (مطالب ناب وبلاگستان - موج وبلاگی رأی من ) مراجعه کنید... با تشکر.
# در ضمن قرار دادن لوگو یا آدرس موج بصیرت ( وبلاگ اطلاع رسانی موج های وبلاگی ) در سایت یا وبلاگ خود الزامی می باشد.((لطفا دروبلاگ موج بصیرت اطلاع رسانی کنید تا لوگو یا آدرس سایت یا وبلاگ شما در آنجا هم ثبت شود )) #
 
در پناه خداوند متعال.


تاریخ : شنبه 4 خرداد 1392 | 13:51 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

سپاس پدری را که از هیچ کاری برای آسایش فرزندانش دریغ نکرد

 پیر شد و پیر شد و پیر شد ...

انقدر که دیگر لبخندش از پشت آن چهره چروکیده معلوم نمیشد ….


روزتان مبارک قهرمانان بزرگ…



تاریخ : شنبه 4 خرداد 1392 | 06:24 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات