در نظام جمهوری اسلامی ایران مجلس به عنوان «عصاره فضایل یک ملت» از جایگاهی ویژه برخوردار و «در رأس همه امور قرار دارد. مجلس شورای اسلامی بازوی توانمند دستگاه های اجرایی کشور بوده و دولت تنها مجری قوانینی است که توسط مجلس به تصویب می رسد. در حقیقت نمایندگان مجلس با سیاستگذاری، جهت دهی و نظارت بر فرایندهای مختلف اجرایی کشور, سرنوشت کشور و مردم را تعیین می کنند. از این رو صاحب نظران و کارشناسان سیاسی مهمترین انتخابات در صحنه سیاسی کشور را انتخابات مجلس می دانند. البته مجلس قوی، فعال، کارآمد، مؤثر و مطلوب شکل نمی‌گیرد مگر با عناصر مؤمن و کارآمدی که با رأی و انتخاب شایسته آحاد مردم روانه مجلس می‌شوند و بتوانند به بهترین صورت از عهده این وظیفه مهم و سرنوشت ساز به خوبی برآیند ؛ چرا که بار این مسئولیت به اندازه‌ای سنگین است که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «آگاهان باتقوا و مردان خدا، اگر وظیفه نباشد به زور هم حاضر به پذیرش آن نیستند.» تبیین وظایف و نحوه انتخاب مردم یکی از مهمترین و در عین حال حساس ترین موضوع در فرایند برگزاری انتخابات است.



تاریخ : سه شنبه 25 بهمن 1390 | 14:48 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

آنان شیران روزند و زاهدان شب
گمنام در زمینند و مشهور در آسمان ها
شاید از مهدی فاطمه (عج) خبری داشته باشند...
شاید...

  

 از هر چه کـه دم زدیم آنها دیدند. . . . .  ما سینه زدیم و بی صدا باریدند

    ما مدعـیـــــان صف اول بودیم . . . ..  ازآخــر مجلس شهـــدا را چیدند 



تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390 | 15:08 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

خود را به آب و آتش می زنند تا خوشبخت شوند.

و من نیز چون دیگران.

براستی ، خوشبختی کجاست؟

در مال؟ در مقام ؟ در فرزند؟ در همسر؟

سعادت در تمامی عالم جاری ست.

و اگر تمامی عالم را خواهانی، ببین که عالم برای کیست؟! و او کجاست؟

گویند هر کسی که خود را شناخت ،خدا را می شناسد.

و خود را خود می شناسد و لاغیر.

و اگر خود را شناختی ، خدا را یافتی و اگر خدا را یافتی غیر خدا را نخواهی خواند .

این می شود که همه چیز در دنیا فقط می شود ۲، یکی تو و یکی خدا. یکی عبد و یکی معبود.

و بعد از زمانی همه می شوند یک ، خود خدا.

هیچ نداری، همه چیز برای او می شود ، دیگران می گویند: این مال توست ، مقام توست ، همسر توست، فرزند توست.

می گویم:اینها برای من نیست ، امانتی ست نزد من. و من هیچ ندارم جز خودم و خدای خودم .

سعادت در نزدیک شدن به خداست.

او که نزدیک تر ست به ما از رگ گردنمان.

نمی دانم چرا آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم؟! یار در خانه و ما …

کمی بایست، آرام گیر و بجای تفکر در برون، درون را دریاب.

خالص شو. حس کن حضورش را.

آنگاه حس خواهی کرد طعم زیبای خوشی را ...



تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390 | 14:44 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

حس میکنم تو وبلاگم راجع به شهدا خیلی کم گفتم ...

شرمنده شهدا شدم ، ولی به خودم  و به شهدا قول میدم که سعی کنم هر ماه حداقل یه مطلب هم راجع به شهدا تو وبلاگم داشته باشم.

به امید روزی که حرفم به عمل تبدیل  بشه

 

" تمام زندگیم رو اول به خدا و بعد به شهدا مدیونم "



تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390 | 14:11 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 " هوالحی "

 

ای شقایق های آتش گرفته ،

     دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد ،

            آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید ؟



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 17:32 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



   گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن                 گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

   گفتم به نام نامیت هر دم بنازم                           گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

   گفتم که دیدار تو باشد آرزویم                             گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

   گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن                        گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

   گفتم به مهدی بر من دل خسته رو کن               گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

   گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن                        گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

   گفتم ز حق دارم تمنای سکینه                           گفتا بشوی از دل غبار بغض و کینه

   گفتم رخت را از من واله مگردان                         گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

   گفتم به جان مادرت من را دعا کن                      گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

   گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم                        گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

   گفتم دمی با من ز رأفت گفتگو کن                     گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

   گفتم دلم از بند غم آزاد گردان                            گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

   گفتم که شام تار دل ها را سحر کن                    گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

   گفتم که از هجران رویت بی قرارم                     گفتا که روز وصل را در انتظارم



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 16:49 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

امام خمینی (ره):

« امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم ؛ و آنها در خارج و داخل دارند طرح­ ریزی می­کنند برای این­ که این انقلاب را بشکنند ؛ و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند ؛ و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهمّ تکلیفهایی است که خدا دارد؛ یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر(عج) باشد، اهمّیتش بیشتر است. برای این­که امام عصر هم خودش را فدا می­کند برای اسلام. همه ی انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند، برای کلمه ی حقّ و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند. پیامبر اکرم آن همه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او آن همه زحمات را متحمل و متکفل شدند و جانبازی­ها را کردند همه برای حفظ اسلام است. اسلام یک ودیعه الهی است پیش ملّتها که این ودیعه الهی برای تربیت خود افراد و برای خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه کس واجب عینی است. یعنی همه ـ چیز هستیم ـ مکلف هستیم حفظ کنیم تا آن وقتی که یک عده­ای قائم بشوند برای حفظ او که آن وقت تکلیف از دیگران برداشته می­شود. امروز ایجاد اختلاف، هر اختلافی باشد، و کارهایی که اختلاف انگیز است، هر کاری باشد و با هر اسمی باشد، این مضرّ به اسلام است و مضرّ به انقلاب است. »

                                                                        منبع : سایت شناخت رهبری



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 15:01 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

    وقتی یقین داریم روزی " پروانه " میشویم                                    

                                      بگذار روزگار هر چه میخواهد " پیله " کند ....

 



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 14:52 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

خطبه‌ى دوم‌

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین سیّما بقیّةاللّه فى الأرضین و صلّ على علىّ امیرالمؤمنین و فاطمة الزّهراء سیّدة نساءالعالمین و صلّ على الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و على علىّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسى‌بن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسى و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.

 بار دیگر همه‌ى برادران و خواهران عزیز نمازگزار را دعوت میكنم به تقواى الهى. آنچه را كه در خطبه‌ى دوم به طور معمول عرض میكنیم، در خطبه‌ى اول به عرض شما برادران و خواهران رساندم. در این خطبه، با معذرت از همه‌ى نمازگزاران عزیز، خطاب من به برادران عرب ماست كه دوران حساسى را میگذرانند. خطبه را عربى خواهم خواند.

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا محمّد و ءاله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین.

برادران مسلمان ما در هر جا كه باشید! سلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌

میخواهم در ماه ربیع و در آستانه‌ى میلاد رسول خاتم(ص)، نخستین سالگرد بهار بیدارى اسلامى و برانگیختگى برادران و خواهران عرب را از مصر و تونس و لیبى تا بحرین و یمن و بعضى از سرزمینهاى اسلامى دیگر، از سوى ملت ایران و همه‌ى مسلمین جهان تبریك بگویم.

 یك سال پُرماجرا گذشت. در تونس و مصر، رأى ملتها براى نخستین‌بار محترم شمرده شد و در هر دو كشور به جریانهاى اسلامگرا تعلق گرفت. در لیبى نیز چنین خواهد شد و این اسلامگرائى با صفاتى چون ضد صهیونیستى بودن، ضد دیكتاتورى بودن، استقلال‌طلبى، آزادیخواهى و پیشرفت‌طلبى در سایه‌ى قرآن، مسیر محتوم و اراده‌ى قاطع همه‌ى ملتهاى مسلمان خواهد بود. این موج كه سه دهه پیش سرنوشت ایران اسلامى را نیز در چنین ایامى (مصادف با 22 بهمن) رقم زد و نخستین ضربه‌ى سنگین را بر جبهه‌ى آمریكا، ناتو و صهیونیزم فرود آورد و بزرگترین دیكتاتورى سكولار و دست‌نشانده‌ى منطقه را فروپاشاند، در همین ایام و با همان سبك و همان مطالبات، كل خاورمیانه‌ى اسلامى و عربى را در برگرفته است.

 اراده‌ى خداوند به بیدارى ملتها تعلق گرفته است و قرن اسلام و عصر ملتها فرا رسیده و در آینده، سرنوشت كل بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. و مگر جوانان و روشنفكران در واشنگتن و لندن و مادرید و رُم و آتن، با الهام از میدان تحریر، به خیابانها نیامدند؟

 حساسترین بخشهاى جهان اسلام را نهضت بازگشت به اسلام و اعاده عزت و هویت و رهائى فراگرفته است و همه جا شعار «اللّه اكبر» به گوش میرسد. ملتهاى عرب، دیكتاتورهایشان را نمیخواهند؛ سیطره دست‌نشاندگان و طواغیت را بر خود، دیگر تاب نمى‌آورند؛ از فقر و عقب‌ماندگى و تحقیر و وابستگى به ستوه آمده‌اند؛ سكولاریزم را در سایه‌ى سوسیالیزم و لیبرالیزم و ناسیونالیزم قومى آزمودند و همگى را بن‌بست یافتند؛ و البته ملتهاى عرب به دنبال افراطى‌گرى، خشونت مذهبى، بازگشت به عقب، تعصبات فرقه‌اى و قشریگرى با برچسب اسلامگرائى نیز نیستند.

 انتخابات تونس و مصر و شعارها و رویكردهاى مردم یمن و بحرین و سایر سرزمینهاى عربى، علامت میدهد كه همه میخواهند «مسلمان معاصر» بدون افراط خشك‌سرانه و تفریط غربگرایانه باشند و با شعار «اللّه اكبر» میخواهند مسلمانانه، با تركیب «معنویت»، «عدالت» و «عقلانیت»، و با روش «مردم‌سالارى دینى»، از پسِ تحقیر و استبداد و عقب‌ماندگى و استعمار و فساد و فقر و تبعیضِ صد ساله رهائى یابند؛ و این، درست‌ترین راه است.


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | 14:37 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

خطبه‌ى اول‌

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌


الحمد للّه ربّ العالمین احمده و اشكره و استعینه و استغفره و اتوكّل علیه و اصلّى و اسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین و صلّ على بقیّةاللّه فى الأرضین. اوصیكم عباداللّه بتقوى اللّه و نظم امركم.

 همه‌ى برادران و خواهران عزیز نمازگزار و خود را دعوت و توصیه میكنم به حفظ
تقواى الهى؛ این اصلِ حركت یك انسان به سمت كمال و تعالى است. اگر به توفیق الهى بتوانیم در عمل فردى، در عمل جمعى، در كار سیاسى، در كار اجتماعى، رعایت تقواى الهى را بكنیم، همه‌ى خیرات و همه‌ى الطاف الهى شامل حال ما خواهد شد.

 ایام مبارك دهه‌ى فجر است. در دهه‌ى فجر، آنچه كه بر این حقیر و امثال این حقیر لازم است، دو تشكر است: اول، شكر الهى. با كمال خشوع، با كمال تواضع، جبهه‌ى شكر بر درگاه الهى میسائیم كه این توفیق را نصیب ملت ایران كرد؛ این حركت عظیم، این كار بزرگ، این نهضت تاریخ‌ساز، به دست ملت ایران و با رهبرى امام بزرگوار انجام گرفت؛ نظام اسلامى تشكیل شد؛ حركت ملت ایران به سمت خدا، به سمت اهداف الهى، به سمت ارزشهاى الهى آغاز شد. هیچ نعمتى از این بالاتر نیست و شكر الهى بر این نعمت بزرگ همیشه لازم است و در ایام دهه‌ى فجر، لازمتر. تشكر دوم، تشكر از ملت ایران است؛ وفادارى كردند، جوانمردى به‌خرج دادند، گذشت كردند، ایثار كردند، شجاعت نشان دادند، بصیرت به‌خرج دادند؛ حضور دائمى خود را در طول این سى و سه سال آنچنان حفظ كردند كه این نهال با همه‌ى خطرها، با همه‌ى مشكلات، روزبه‌روز تنومندتر شد، بارورتر شد، بالنده‌تر شد. امروز مثل همان شجره‌ى طیبه‌اى كه «اصلها ثابت و فرعها فى السّماء»،(1) در زمین زندگى بشریت ریشه دوانده است و ثمرات و آثار آن به‌طور متواتر نائل و واصل میشود.

 امسال بخصوص دهه‌ى فجر ما حال و هواى دیگرى دارد. امسال در فضاى انقلابهاى پیروز این منطقه، چه در تونس، چه در مصر، چه در لیبى، حركت انقلابى مردم به نتیجه رسید، كارهاى بزرگى انجام گرفت؛ این براى ما ملت ایران مژده‌ى بزرگى است، حادثه‌ى شیرین و مباركى است. امسال ما دهه‌ى فجر و بیست و دوى بهمن را در یك چنین فضائى برگزار میكنیم. باید گفت ملت ایران با پیروزى این انقلابها، به‌طور نسبى از غربت در آمد؛ كه حالا امروز من ان‌شاءاللَّه یك مختصرى در این زمینه عرض خواهم كرد.

 در این خطبه، سه سرفصل را براى برادران و خواهران عزیز نمازگزار و براى ملت ایران مطرح میكنم؛ در خطبه‌ى دوم با برادران عرب بیشتر سخن خواهم گفت. این سه مطلب، یكى درباره‌ى انقلاب خود ماست؛ مسیرى كه در این سه دهه طى كردیم، دستاوردهائى كه داشتیم، و آینده‌اى كه در انتظار ماست. مطلب دوم، نگاهى به مسائل منطقه و مسائل جهان است. مطلب سوم هم دو سه نكته‌ى كوتاه در باب انتخاباتِ پیش رو است.

 درباره‌ى مطلب اول، كتابها حرف وجود دارد براى گفتن. آنچه كه من به عنوان خطوط اساسى انقلابمان عرض میكنم، فقط یك دو سه جمله است، كه شرح و تفصیل آن بسیار طولانى و مفصل است. این خصوصیات در
انقلاب ما وجود داشت. انقلاب ما رژیم ضد اسلام را از بین برد، رژیم اسلامى بر سر كار آورد؛ رژیم دیكتاتور و مستبد را از بین برد، رژیم مردم‌سالار به جاى آن نشاند؛ وابستگى‌اى كه كشور ما در طول سالهاى متمادى گرفتار آن بود و در دوران پهلوى‌ها به فجیع‌ترین و فضیح‌ترین وضع خود رسیده بود، از بین برد و استقلال همه‌جانبه را به ملت ما داد؛ اختناق نفسگیرى كه بر ملت ما حاكم بود، از بین برد، آزادى به این ملت داد - آراء خودشان را، حرفهاى خودشان را بتوانند آزادانه ابراز كنند؛ فضا، فضاى آزادى شد - تحقیرشدگى تاریخىِ ملت ما را از بین برد، عزت ملى داد. ده‌ها سال ملت ما تحقیر شد. این ملت بزرگ، با این سابقه‌ى تاریخى، با این مواریث عظیم فرهنگى و علمى و تاریخى، در مقابل حكام زورگو و فاسد، و پشت سر آنها در مقابل مستعمران و سلطه‌گران بین‌المللى تحقیر شد. انقلاب ما این را از بین برد، تبدیل كرد به عزت ملى. امروز ملت ایران احساس عزت میكنند، احساس تشخص میكنند. انقلاب، ضعف نفس و خودكم‌بینى را در ملت ما از بین برد؛ به جاى آن، اعتماد به نفس ملى را به ملت داد. ما خودكم‌بینى داشتیم؛ فكر میكردیم نه كار علمى از ما برمى‌آید، نه كار سیاسى از ما برمى‌آید، نه كار عظیم نظامى از ما برمى‌آید. ما فكر میكردیم یك ملت ضعیفى هستیم؛ این را به ما تلقین كرده بودند، تزریق كرده بودند. انقلاب این را از ملت گرفت، به جاى آن، اعتماد به نفس ملى به ما داد. ما امروز در همه‌ى میدانها اعتماد به نفس داریم؛ میدانیم كه میتوانیم، و دنبال این توانستن حركت میكنیم، و همه جا هم بحمداللّه به مقاصدمان میرسیم.

ملت ما از مسائل سیاسى منزوى بود، روگردان بود، حوادث كشور را مورد توجه قرار نمیداد. انقلاب این حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبدیل كرد به یك ملت آگاه و سیاسى. امروز نوجوانهاى ما هم در دورترین نقاط كشور تحلیل سیاسى میكنند، حوادث سیاسى را درك میكنند، روى هر مسئله‌اى تحلیل میگذارند. قبل از انقلاب اینجور نبود. سیاست‌گرائى و سیاست‌فهمى مخصوص یك عده‌ى انگشت‌شمار در این كشور بود. مردم عموماً دور از حوادث كشور بودند؛ دولتها مى‌آمدند و میرفتند، قراردادهاى بین‌المللى بسته میشد، كارهاى بزرگ در دنیا انجام میگرفت، ملت خبر هم نمیشد. اینها خطوط اصلى این انقلاب است كه این حوادث را در این كشور به وجود آورد. این اصول، نهادینه شده است؛ تثبیت شده است. این تحولات، سطحى نیست؛ مقطعى نیست. شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ كه این نشان‌دهنده‌ى سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشاره‌اى هستند كه به هدفها اشاره میكنند، هدفها را ترسیم میكنند. وقتى شعارها تثبیت‌شده در یك نظامى، در یك انقلابى باقى ماند، معنایش این است كه هدفها در این نظام به شكل اول است؛ هدفها تغییر پیدا نكرده است؛ دست‌اندركاران و مردم از صراط مستقیم و هدفهاى اصلى منحرف نشده‌اند. امروز شعارهاى ملت ایران، همان شعارهاى اول انقلاب است.

 خب، در این دوره، در این سى و چند سال، زندگى ما تحت تأثیر همین خطوط اساسى قرار گرفته است. ما پیشرفتهائى داشتیم، ضعفها و نقصهائى هم داشتیم. پیشرفتهامان را باید بشناسیم، ضعفهامان را هم باید بشناسیم. اگر ضعفهاى خودمان را پنهان كنیم، نشناسیم، تجاهل كنیم، این ضعفها خواهد ماند، نهادینه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را باید بدانیم.

 نقاط مثبت و منفى هر دو هست، افت و خیز هست، اما حركت ادامه داشته است؛ این مهم است. جوانهاى عزیز ما بدانند؛ در طول این سى و دو سه سال مواردى شده است كه ما ضعف نشان دادیم، این حركت افت و خیز داشته است. همیشه یك جور نبوده است؛ گاهى سرعت و شتاب، گاهى كمتر، اما حركت هرگز متوقف نشده است و ما در همان جهت اصلى پیش رفتیم؛ كه امروز محصول آن را داریم مشاهده میكنیم.
ملت ما از مسائل سیاسى منزوى بود، روگردان بود، حوادث كشور را مورد توجه قرار نمیداد. انقلاب این حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبدیل كرد به یك ملت آگاه و سیاسى. امروز نوجوانهاى ما هم در دورترین نقاط كشور تحلیل سیاسى میكنند، حوادث سیاسى را درك میكنند، روى هر مسئله‌اى تحلیل میگذارند. قبل از انقلاب اینجور نبود. سیاست‌گرائى و سیاست‌فهمى مخصوص یك عده‌ى انگشت‌شمار در این كشور بود. مردم عموماً دور از حوادث كشور بودند؛ دولتها مى‌آمدند و میرفتند، قراردادهاى بین‌المللى بسته میشد، كارهاى بزرگ در دنیا انجام میگرفت، ملت خبر هم نمیشد. اینها خطوط اصلى این انقلاب است كه این حوادث را در این كشور به وجود آورد. این اصول، نهادینه شده است؛ تثبیت شده است. این تحولات، سطحى نیست؛ مقطعى نیست. شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ كه این نشان‌دهنده‌ى سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشاره‌اى هستند كه به هدفها اشاره میكنند، هدفها را ترسیم میكنند. وقتى شعارها تثبیت‌شده در یك نظامى، در یك انقلابى باقى ماند، معنایش این است كه هدفها در این نظام به شكل اول است؛ هدفها تغییر پیدا نكرده است؛ دست‌اندركاران و مردم از صراط مستقیم و هدفهاى اصلى منحرف نشده‌اند. امروز شعارهاى ملت ایران، همان شعارهاى اول انقلاب است.

 خب، در این دوره، در این سى و چند سال، زندگى ما تحت تأثیر همین خطوط اساسى قرار گرفته است. ما پیشرفتهائى داشتیم، ضعفها و نقصهائى هم داشتیم. پیشرفتهامان را باید بشناسیم، ضعفهامان را هم باید بشناسیم. اگر ضعفهاى خودمان را پنهان كنیم، نشناسیم، تجاهل كنیم، این ضعفها خواهد ماند، نهادینه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ى نقاط قوّت و ضعف را باید بدانیم.

 نقاط مثبت و منفى هر دو هست، افت و خیز هست، اما حركت ادامه داشته است؛ این مهم است. جوانهاى عزیز ما بدانند؛ در طول این سى و دو سه سال مواردى شده است كه ما ضعف نشان دادیم، این حركت افت و خیز داشته است. همیشه یك جور نبوده است؛ گاهى سرعت و شتاب، گاهى كمتر، اما حركت هرگز متوقف نشده است و ما در همان جهت اصلى پیش رفتیم؛ كه امروز محصول آن را داریم مشاهده میكنیم.


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | 14:34 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

 

 



تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390 | 09:38 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

 

 

 

 



تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390 | 08:52 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

    عشق یعنی یک خمینی سادگی            عشق یعنی با علی دلدادگی

   عشق یعنی دست تو پرپر شده           عشق یعنی یک علی رهبر شده

    عشق یعنی لا فتی الا علی                     عشق یعنی رهبرم سید علی

 

      



تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390 | 08:22 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

حرفها دارم اما...بزنم یا نزنم؟

باتوام باتو!خدارا!بزنم یا نزنم؟

همه ی حرف دلم باتو همین است که دوست ...

چه کنم؟حرف دلم رابزنم یانزنم؟

عهد کردم دگر از قول وغزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یانزنم؟

گفته بودی که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است

دست بر میوهء حوا بزنم یا نزنم؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:

بزنم یا نزنم؟ها؟بزنم یا نزنم؟



تاریخ : چهارشنبه 5 بهمن 1390 | 18:09 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

   زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟

                                                بی پناهم،خسته ام تنها به دادم میرسی؟

    گر چه آهو نیستم، اما پر از دلتنگیم

                                                 ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟

    من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

                                                هشتمین دردانه ی زهرا به دادم میرسی؟

 

به نیت گشایش در فرج آقا امام زمان (عج) ، 8 صلوات و التماس دعا ...



تاریخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | 00:54 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

بیچاره دستی که گدای مجتبی نیست
یا آن سری که خاک پای مجتبی نیست
بر گریه ی زهرا قسم مدیون زهراست
چشمی که گریان عزای مجتبی نیست
وقتی سکوتش این همه محشر به پا کرد
دیگر نیازی به صدای مجتبی نیست
در کربلا هر چند با دقت بگردی
چیزی به جز عشق و صفای مجتبی نیست
کرب وبلا با آن همه داغ مصیبت
همپایه ی درد و بلای مجتبی نیست
طوری تمام هستی اش وقف حسین شد
انگار قاسم هم برای مجتبی نیست
او جای خود دارد در این دنیا مجال ِ
رزم آوری بچه های مجتبی نیست
یا اهل العالم ما گدای مجتبائیم

ما خاک پای خاک پای مجتبائیم
آیا شده بال و پرت افتاده باشد
در گوشه ای از بسترت افتاده باشد
آیا شده مرد جمل باشی و اما
مانند برگی پیکرت افتاده باشد
آیا شده در لحظه های آخرینت
چشمت به چشم خواهرت افتاده باشد
من شک ندارم که عروس فاطمه نیست
وقتی به جانت همسرت افتاده باشد
آیا شده سجاده ات هنگام غارت
دست سپاه و لشگرت افتاده باشد

مظلوم و تنها و غریب عالمین است
گریه کن غم های این بی کس حسین است


    ***علی اکبر لطیفیان***




**
در این ایام و لیالی پایانی ماه صفر محتاج دعای خیر شما خوبان هستم **



تاریخ : یکشنبه 2 بهمن 1390 | 10:01 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد.

 

یاعلی مدد



تاریخ : یکشنبه 2 بهمن 1390 | 01:16 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات