خواهر با بصیرتم ...

 

اکنون که دشمن از اراده و غرور ایرانی من و تو ناامید شده و

بجای آتش و خمپاره ، آتش شُبهات و هَجمات را برافروخته ،

به گمان تو، کدام شبهه فضای فکری تو را غبارآلود می سازد؟

کدام شبهه پل مستحکم دینداری تو را متزلزل می کند؟

کدام شبهه در دلِ ایمانی تو، تردید می آفریند؟

 

کدام شبهه ؟؟؟ ... که پاسخگویی به آن، آبی باشد روی آتش شعله گرفته.

 

 

                         ((( منتظر شبهات شما عزیزان هستیم ... )))

 



تاریخ : سه شنبه 23 خرداد 1391 | 01:00 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

سلام دوستای گلم ...

 

خدا قوت . امیدوارم حالتون خوب باشه و روزگار بر وفق مرادتون ...

تا به اینجا سعی کردم که واقعا تو فضای مجازی فعالیت کنم ؛

ولی نمیدونم چیه که با توجه به این همه بازدیدی که وبلاگم داره، نظرات کمی داره !!!

نمیدونم ... شاید اشکال کار از خودم باشه که مطالب خوبی رو حتما تو وبلاگم نمیذارم .

ولی واقعا سعی کردم که مطالب وبلاگم، حرف دلمو بگه و جدای از خودم نباشه...

واقعا شرمندتونم اگه نتونستم اون مطلبی که مد نظرتونه رو تو وبلاگم بذارم. بهرحال آدمیه دیگه ...

شما به بزرگواری خودتون، بنده حقیر رو ببخشید .

اگه قصد ریا نباشه ، یه مدت میخوام خوب بچسبم به درسام ...

 خیلی خیلی خیلی  ... دلم برا شماها و برا وبلاگم تنگ میشه، ولی چه کنم که مجبورم

ایشاا... بعد یه ماه ، دست پر برمیگردم و با نشاط تر و سرحالتر وسرزنده تر از قبل ادامه میدم ...

تو این مدت که نیستم ؛ منتظر انتقادات و پیشنهاداتون برای هر چه بهتر شدن وبلاگم هستم ..

 " از همتون بخاطر ارادتی که به وبلاگمو و به خودم تو این مدت داشتین ... ممنونم.

 

                                       باز این دل سرگشته من
                                      یاد آن قصه شیرین افتاد
:

 

بیستون بود و تمنای دو دوست ...

آزمون بود و تماشای دو عشق ...


در زمانی که چو کبک ،
خنده می‌زد "شیرین"
تیشه می‌زد "فرهاد"!


نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس...
نه توان کرد ز بی‌دردی "شیرین" فریاد ...


کار "شیرین" به جهان شور برانگیختن است!
عشق در جان کسی ریختن است!


کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن !
خواه با کوه در آویختن است !


رمز شیرینی این قصه کجاست ؟؟؟

 

           به امید موفقیت در آزمونهای سخت زندگی ...     " التماس دعا "



تاریخ : شنبه 13 خرداد 1391 | 07:48 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات
تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391 | 19:26 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

امام را در قلب اینان صادقانه و خالصانه تر می توان یافت ...

وقتی آن پیرفرزانه، زبان دل گشود و نگاشت:


"این جانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن، است می بوسم

و بر این بوسه افتخار می کنم ..."


ما که در شلمچه و فکه بودیم، در کردستان و مریوان، جزیره مجنون و فاو، امام را آن جا زیارت

کردیم؛ خودِ خودِ امام را. نه جسمش را که در جماران بود؛ اگر نه که، آن گونه عاشقانه جان

برکف نمی نهادیم.

فکر کردید تنها آنهایی که دوروبر امام بودند توفیق زیارت او را داشتند!؟


اتفاقا برخی از همانها، امروز به راحتی امام را به فراموشی سپرده اند!!!

ولی ...


ولی امروز 96 نفر می آیند که مطمئناامام در میان شان است.


96 نفر از فاو و فکه، مجنون، طلائیه و شلمچه می آیند که بعد از نزدیک به سی سال برخاستند.


برخاستند تا از رهبرشان که به استقبال شان آمده، استقبال کنند.

این روزها، امام در کاروان شهدای گمنامی است که با حرکت خود، در هر کوی و برزن عطر

شهادت و ولایت می پراکنند و گام هایی که در پی شان روان است، استواری و ایمان ملتی

را به اثبات می رساند که همچنان به راه امام خویش وفادارند.

امام هم امروز در تشییع شهدا ندا سر می دهد: این گل پرپر شده ... هدیه به رهبر شده

 


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391 | 19:09 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391 | 14:09 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

دنیا بد است، بی تو مکان بدی شده است

ای صاحب زمانه ! زمـان بدی شده است


حتّی پیــامی از تــو به اینــجا نمـی رسد

بعد از تو باد ، نامه رسان بدی شده است ...

 



ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 12 خرداد 1391 | 01:53 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

این نه مدح است که یک قطره ز دریاست و هر واژه تولاست، دلم در گرو مهر امامی

است که عشقش همه دنیاست، جواد است و جگرگوشه زهراست، نهمین رهبر دل

هاست، در آیینه توحید دلاراست، چه نوری است خدا را، علم در محضر او پاکی و ایمان

 و عمل، جوهر او، عصمت و دین، مادر او، جود و سخا و کرم و لطف و صفا، کوثر او،

جان رضا، نور خدا، واسطه فیض و عطا، پاک و مبارک پسری که حق داد رضا را.

نام و خلقش نبوی، سیره‌ او مصطفوی، نسل و تبارش علوی، رایحه باغ ولایت، نفس

صبح هدایت، آفتابی که درخشیده به دامان پدر، سلسله شمش و قمر، وارث علم ازلی،

 بضعه زهرا و علی.

من چه گویم که مقامش به تصوّر نرسد، عقل فرو ماند و مبهوت شود، مو به مو، نکته

به نکته، غزل معرفتش ورد زبان هاست، حذر و امن و امان هاست، آب و آئینه عطایش،

 همه جان ها به فدایش، سینه‌ها صحن و سرایش، مرغ جان بال گشاید به هوایش...


(جعفر رسول زاده)

 



تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1391 | 23:48 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 اى آن كه بر تمام خلایق تو رهبرى

بر ممكنات سیّد و سالار و سرورى

                                     آن جا كه آفتاب رخت جلوه گر شود
 
   خورشید، زهره مى شود و ماه مشترى

                       

   شاه نهم ، امام نهم ، حجّت نهم

          نور نهم ، ز نور خداوندِ اكبرى               
   از كثرت لطافت جسم مجرّدى
      با یك جهان شرافت روح مصوّرى           

  هم جانشین هشت امامى به روزگار

      هم از شرف ، امام دهم را تو مظهری    
  آمد تو را جواد لقب ، زانكه جود تو
 از یاد برد حاتم و آن جود جعفرى           
  از آدم و خلیل ، هم از یوسف و مسیح
   وزخَلْق و خُلق ، صورت و سیرت نكوترى 


تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1391 | 20:31 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

باید دانست ...

" جاده های زندگی را خدا هموار می کند

کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست ... "

پس اینقدر آه و ناله چرا ؟!



تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1391 | 05:23 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

پرسیدم...

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی ...

 


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | 07:44 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

با تلاش تیم سایبری سپاه مازندران،دروازه جهنم بسته شد .

ماموران سایبری اطلاعات و امنیت سپاه کربلا،صفحه ای مستهجن در فضای مجازی

 با بیش از 17000 عضو ثابت بسته و گردانندگان اصلی آن در یکی از شهرهای استان

 مازندران بازداشت شدند.

 

ادامه خبر را در سایت وصال آنلاین  http://vesalonline.ir  مشاهده نمایید.



تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1391 | 21:42 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

وقتی پروانه ی عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد . . .

تازه قصه ی زندگیش شروع می شود . . .

زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند . . .

نه بمیرد ... !!!



تاریخ : سه شنبه 9 خرداد 1391 | 17:24 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

 Wordرا باز کرده و عبارت =rand (200,99) را تایپ کنید و

دکمه Enter را بزنید و سپس مشاهده کنید.

 

اگه تونستی به معماش پی ببری، اونوقت به تو میگن نابغه !!!



تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1391 | 07:23 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

نامی‌ نداشت. نامش‌ تنها انسان‌ بود؛ و تنها دارایی‌اش‌ تنهایی....

گفت: تنهایی‌ام‌ را به‌ بهای‌ عشق‌ می‌فروشم. کیست‌ که‌ از من‌ قدری‌ تنهایی‌ بخرد؟

هیچ‌کس‌ پاسخ‌ نداد.گفت: تنهایی‌ام‌ پر از رمز و راز است، رمزهایی‌ از بهشت،

رازهایی‌ از خدا. با من‌ گفت‌و گو کنید تا از حیرت‌ برایتان‌ بگویم.

هیچ‌کس‌ با او گفت‌وگو نکرد.

و او میان‌ این‌ همه‌ تن، تنها فانوس‌ کوچکش‌ را برداشت‌ و به‌ غارش‌ رفت.

غاری‌ در حوالی‌ دل. می‌دانست‌ آنجا همیشه‌ کسی‌ هست.

کسی‌ که‌ تنهایی‌ می‌خرد و عشق‌ می‌بخشد...

 



ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391 | 06:35 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

خدایا ... نمیدونم تو این شبا چقدر دلتنگت شدم ...

خدایا این بنده گنهکارت نمیدونه تو این شبا ، چه دعایی برا خودش کنه!!؟ انقد  تو این مدت،

 غرق چیزای دنیوی شدم که حس میکنم یه مدته تو زندگیم فراموشت کردم !

یا کریم و یا رئوف... بنده ات نمیدونه تو این شب آرزوها ... کدوم آرزشو ازت بخواد ؛

انقد آرزوهای ما رنگ مادی به خودش گرفته، که اصلا آرزوهای معنوی فراموشمون شده...

یا رحمان و یا رحیم ... من بیچاره که نمیدونم چی به مصلحتمه ، پس آرزومو میسپرم به خودت ...

تویی که بهترینها رو برا بنده هات میخوای ... بنده چیکاره باشه که بخواد تصمیم بگیره !!!

خدایا کمکم کن ... کمکم کن تا بتونم بیشتر بشناسمت و بیشتر باهات انس بگیرم و هر روز

زندگیمو به عشق تو و با یاد تو شروع کنم ...

خدایا ... لحظه ای تو زندگی ، منو به خودم وا مگذار و کمکم کن که بتونم بنده خوبی برات باشم ..

خدایا ... بحق مادر پهلو شکستم حضرت فاطمه زهرا قسمت میدم نذار هیچ بنده ای تو این شبا ،

دست خالی و بی آرزو خونتو ترک کنه ...

 

***  نفس ***



تاریخ : جمعه 5 خرداد 1391 | 18:14 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

                      

                                     امروز روز غربت ما بچه شیعه هاست ...

 

السلام علیک یا امام علی النقی الهادی (علیه السلام)

سلام بر غریب سامرا ، سلام بر جد صاحب الزمان ،

 سلام بر مرقد غرق خاک و خون و

سلام بر زندانی که هنوز هم که هنوز است خاصیت خود را ازدست نداده است .

سالروز شهادت حضرت امام هادی (علیه اسلام) را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم

حجة ابن الحسن العسکری امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) و شیعیان آن

حضرت تسلیت عرض می نمائیم .

 

******************

جان ، نذر ولایتت امام هادی

نذر غم و غربتت امام هادی

لعنت به هر آنکسی که هتّاکی کرد

بر مقام عصمتت امام هادی



تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 | 19:26 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

همه ما انسان ها در طول زندگی خویش، از نعمت های بی کران الهی برخوردار

می شویم و شایسته است به شیوه های گوناگون به شکرگزاریِ خداوند متعال

 بپردازیم و چه سعادتی بالاتر از این که خداوند را به دلیل این که توفیق شکرگزاری

 از نعمت هایش را به ما داده، سپاس گوییم؛ چرا که نعمت ها، فناشدنی اند، ولی

 سپاس و شناخت عطاکننده، زوال ناپذیر است. امام هادی علیه السلام در این باره

می فرمایند: «شکرگزار به خودِ شکر، سعادت مندتر از نعمتی است که باعث شکر

شده است؛ زیرا نعمتْ کالای دنیاست و شکرِ نعمتْ [کالای [دنیا و آخرت».

 



تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 | 18:53 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

خدا كند كه دل من در انتظار تو باشد

درون كلبه قلبم همیشه جای تو باشد



مرا نسیم نگاهت به باغ آینه‌ها برد

خوشا كبوتر عشقی كه در هوای تو باشد



قنوت سبز نمازم به التماس درآمد

چه می‌شود كه مرا سهمی از دعای تو باشد



به گور می‌برد ابلیس آرزوی دلش را

اگر كه تكیه دستم به شانه‌های تو باشد



در این دیار حریمی برای حرمت دل نیست

بیا حریم دلم باش تا سرای تو باشد



خدا كند كه دلم را به هیچكس نفروشم

خدا كند كه دل من فقط برای تو باشد .
 
 



تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 | 12:18 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

   تا كی به تمنای وصال تو یگانه                       اشكم شود از هر مژه چون سیل روانه

   گه معتكف دیرم و گه ساكن مسجد                    یعنی كه تو را می طلبم خانه به خانه

   مقصود من از كعبه و بتخانه تویی تو                 مقصود تویی كعبه و بتخانه بهانه

   حاجی به ره كعبه و من طالب دیدار                     او خانه همی جوید و من صاحب خانه

 

 

خدا جون ... ای همراه روزهای تنهاییم ... با چه زبونی ازت بخاطر همه ی نعمت هایی که

بهم دادی، شکر کنم که زبونم مقابل این همه رحمت و مهربونیت بسته است ....

 از کدومشون بگم ... چطور بگم ؟؟؟که شکرگزاری نعمتاتو بلد نیستم ...

امسال خواستی که من گنهکارو به خونت راه بدی ... چقدم خوشحال بودم ... اصلا فکرشم

نمیکردم که خودمو تو خونت ببینم ... ولی انگار صاحب خونه منو خواسته ؛ این مهمونه که

لیاقت اون خونه رو نداره!!! امیدوارم یه روزی لیاقتشو بدست بیارم و  منم به اون دریای مواج

دور خونت ملحق بشم ... 

قسمت نشد که امسال بیام خونه خودت .... ولی خودت  بهتر میدونی که خونتو ،

تو قلبم جا دادم .... 

هوا تویی نفس تویی ، لحظه ی پیش و پس تویی

                                                         عاشق در قفس منم ، ای دل بی قرار من ...



تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 | 03:13 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

انقلاب بیش از هرچیز برای ما یك ابتلای الهی و یك آزمایش تاریخی و اجتماعی

است و در جریان این ابتلا باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز

 بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت بایستیم و از طولانی شدن

 این ابتلا و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینكه خود را از قید

آلودگیهای شركین و وابستگیها، پاك و خالص می‌كنیم، انقلابمان و حركت امت

شهیدپرور، عمیقتر و استوارتر می‌شود و از انحراف و شكست مصون می‌ماند.

 



تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 07:30 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

چه روز باشكوهی است سوم خرداد، روزها و شب‌های منتهی به آن، سراسر خاطره و

نیایش است و چه باشكوه كه نخل‌ها همچنان ایستاده‌اند. نخل‌ها هنوز ایستاده‌اند تا مقاومت

  را به رخ تاریخ بكشند، كارون همچنان جریان دارد تا رفتن و پیوستن را متجلی سازد.


نخل‌ها هنوز ایستاده‌اند تا ما بدانیم مردان و زنان این سرزمین چگونه از خود عبور كردند...


نخل‌ها بیدارند و از راز و رمز شب، سنگر و سكوت و ستاره می‌گویند، نخل‌ها ایستاده‌اند،

 خدایا ! فردا چه خواهد شد...


خدایا چه می‌شود اگر خورشید بر سرزمین‌ طلایی "خرمشهر" فرود آید و بر دستان زنان و

مردانش بوسه زند، سزاوارست اگر ماه بر پیشانی این سرزمین سجده كند.


خدایا سزاوارست اگر ستاره‌ها یكی یكی بر زمین آیند تا در برابر عظمت فرزندان این خاك

 كرنش كنند.


روبروی مسجد جامع خرمشهر، ایستاده‌ام چه رازها در خود دارد و چه سكوتی كه سرشار

از ناگفته‌هاست، چه ایثارها به یاد دارند، احساس می‌كنم دیوارهای مسجد نیز خاضعانه در

 برابر صبوری دادن سرزمین آتش و خون تعظیم می‌‌كند.


چه عظمت باشكوهی، ‌چه لحظه فراموش‌نشدنی، و چه لبخند زیبایی است كه روز و آفتاب

 بر شهیدان روا می‌دارند. چه زیباست شكوه باران كه قامتش را برای شهیدان خم می‌كنند.


خدایا! كجایند آن مردان به ادعایی كه از نور هدیه می‌چیدند.


كجاست فریاد الله اكبر مردان خدایی كه قلب دشمن را می‌شكافتند...



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 07:29 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه می‌تپید و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود.

مسجد جامع خرمشهر، مادری بود كه فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود و در بی‌پناهی

 پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نیز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان

 در‌آمد و مدافعان ناگزیر شدند كه به آن سوی شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع،

 مظهر همه آن آرزوهایی بود كه جز در پازپس‌گیری شهر برآورده نمی‌شد. مسجد جامع،

همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونین‌شهر شده بود. خرمشهر خونین‌شهر شده بود تا طلعت حقیقت

 از افق غربت و مظلومیت رزم‌آوران و بسیجیان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را

جز از منظر این آفاق می‌توان نگریست؟ آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت

رسیدند و پیكرهاشان زیر شنی تانكهای شیطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش

پیوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمی‌یابند. گردش خون در رگهای

 زندگی شیرین است اما ریختن آن در پای محبوب، شیرین‌تر است؛ و نگو شیرین‌تر، بگو

بسیار بسیار شیرین‌تر است.

راز خون در آنجاست كه ......

 


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 06:40 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

خرمشهر برای همیشه تاریخ به خود می‌بالد؛ چرا که مقاومت و پیروزی را بر

پشت خود لمس کرده است. خرمشهر پایتخت جنگ و پیروزی، مدرسه عشق

با نیمکت سنگرها، خواهش گمشده مدینه فاضله را به بلندای تاریخ فریاد زد و

آشکار ساخت و همچون مکه که سرزمین وحی بود، میزبان فتح شد و سرزمین

 وعده الاهی گشت.

 


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 05:23 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

   كسی خورشید را فریاد كرده است       غریبی از شهادت یاد كرده است

 

     الا شهر حماسه، شهر خرم  تو را دست خدا آزاد كرده است

علی عدالتی (منتظر)



تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 02:07 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

فصل بندگی از راه رسید. شاید بشه گفت یکی از مهمترین مراقبه‌های ماه مبارک رجب به یاد

داشتن یه حدیث شریفه که حتما حتما بخونیدش و بیاد داشته باشیمش.

سید بن طاوس در كتاب اقبال صفحه 628 این حدیث رو از قول رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌ وآله

 نقل كرده که ایشان فرمودند:

ان الله تبارک و تعالی نصب فی السماء السابعة ملکا یقال له الداعی؛

خداوند متعال در آسمان هفتم ملکی را قرار داده‌اند که به او داعی (ندا دهنده) گفته می‌شود،

فاذا دخل شهر رجب؛ وقتی که ماه رجب وارد می‌شود،

ینادی ذالک الملک؛ این ملک ندا می‌دهد،

کل لیله الی الصباح؛ هر شب تا صبح،

طوبی للذاکرین؛ خوش به حال آنان که در ذکرند،

طوبی للطائعین؛ خوش به حال اطاعت کنندگان فرمان الهی،

و یقول الله تعالی؛ و خود خداوند متعال می فرماید،

انا جلیس من جالسنی؛ من همنشین آن کسی هستم که همنشین من است،

و مطیع من اطاعنی؛ و من مطیع و فرمان بردار کسی هستم که مطیع و فرمان بردار من است،

و غافر من استغفرنی؛ و بخشندۀ کسی هستم که از من طلب بخشش کند،

الشهر شهری؛ ماه ماهِ من است،

و العبد عبدی؛ و بنده، بندۀ من است،

والرحمة رحمتی؛و بخشایش هم بخشایشِ من است، ...

 


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 01:58 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

سخنان تابناک و اندرزهاى حکیمانه از امام محمد باقر (ع) :

 

واى بر تو  ... براستى تو یکى از دزدان گناهان هستى هر آنگاه که بر تو شهوتى‏

یا ارتکاب گناهى رخ دهد و تو شتابان به سوى آن روى و به جهل خویش درانجام

آن بکوشى گویى که در برابر چشم خدا نیستى و یا خداوند در کمین توننشسته

 است.

اى جوینده بهشت! چقدر خواب تو دراز و مرکبت کند و همتت سُست‏است. پس

 واى خدایا از این طالب و مطلوب! واى گریزنده از دوزخ! چه‏شتابان به سوى آتش

روانه‏اى و چه زود خود را در آن فرو مى‏افکنى"!!



تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 01:49 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

امام محمد باقر (علیه‎السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فِی غِیْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ

شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَیْن(1)؛

 

كسى كه در زمان غیبت امام زمان(عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما

 اهل بیت، پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهداى

 جنگ بدر و حنین به او عطا مى‎فرماید.

 

f



تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | 01:37 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

                                        

 

باکی نیست از این که زندگی مسیری است که باید طی کرد ...

باید رفت....

اما هم سفری باید در این راه ؛

هم دلی باید در این مسیر؛

چه خوب که خدا را هم مسیر کنیم ...

تا دستمان را بگیرد ...

کوله بار تنهاییمان را سرشار از عشق کند ...

وما را به اوج ابدیت برساند ...

حرفی نیست...جاده ای در راه است ...

هم سفری باید....



تاریخ : سه شنبه 2 خرداد 1391 | 03:48 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 
حتی اگر اطلاعات حساسی مانند شماره‌های امنیتی، اطلاعات حساب بانكی و...
را ایمیل نمی‌کنید، باید درباره رمزگذاری چیزهایی بدانید. علاوه بر دسترسی به
محتواو ضمیمه‌های ایمیل، در صورتی که نتوانید بخوبی ایمنی را رعایت کنید، یک
فرد سوءاستفاده‌کننده می‌تواند اطلاعات ایمیل شما را برباید. در این مطلب بدون
توجه به نوع سرویس ایمیلی که شما استفاده می‌کنید، دراین‌باره صحبت می‌شود
 که چگونه و چه‌چیزهایی را باید رمزگذاری کنید.
 
 


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1391 | 16:12 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

 

مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست.
مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز
زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این
آرامش را کجا پیدا کنم؟"



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 1 خرداد 1391 | 10:35 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic