خدایا ...
 
راهی نمی بینم !

آینده پنهان است …

اما مهم نیست !

همین كافیست كه تو راه را می بینی و من تو را …








تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 | 13:24 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



 
الهی ...

نیامده ام برای گرفتن چیزی
...!

خودت را میخواهم که تو عزیزی ...





تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392 | 18:39 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



قــــــلـمت را بردار

بنویس از همه خوبیها، زندگی، عشق، امید

و هر آن چیز که بر روی زمین زیباست

گل مریم، گل رز ...

بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال

از تمنا بنویس ...

از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود

از غروبی بنویس که چو یاقوت و شقایق سرخ است

بنویس از لبخند ...


از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد

قــــــلـمت را بردار، روی کاغذ بنویس:

زندگـی با همه تلخی ها شیریــن است …





 


تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392 | 12:13 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات


خدایا ماهت رو به اتمام است و گناهانم رو به ازدیاد؛

در این ساعاتِ پایانِ میهمانی؛

میهمانِ جا مانده‌ات را با غفران و بخششت بنواز ...





تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 14:52 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات



خداوند منشأ زیبایی و مهربانیست ...

و تو پنجره ای بسوی او هستی ...
 
قلب و روحت را باز كن تا وسعت بیشتری بیابی ...

و زیباییهای بیشتری را در خود جای دهی …




تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392 | 19:08 | نویسنده : ღ رهگذر غریب ღ | نظرات

  • paper | بلاگ اسکای | ایران موزه
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات